تبلیغات
آموزش

معرفی اسپانسر های ما

 


                                                                                                                                   
PinterestInstagram Facebook Google Plus TwitterCloob.ComYouTubeAparat.ComLenzor.ComLinkedin.Com


غلامحسین امیرخانی


غلامحسین امیرخانی فرزند رستم به سال ١٣١٨ شمسی در طالقان ولادت یافته و از دو‌ سالگی به اتفاق والدین خود به تهران آمده و در این شهر نشو و نما یافت از سن هفت‌سالگی او را به مدرسه گذاشته و دوره ابتدایی را به پایان رسانید سپس چند سالی هم در بازار بکار آزاد پرداخت. 
ولی بنابر غریزه ذاتی به آموختن خط زیبا مایل گردیده و لذا در خط نستعلیق مدت دو سال از سنه ١٣٣٨ تا ١٣٤٠ در کلاس آزاد خط از خوشنویس گرانمایه استاد حسین میرخانی تعلیم یافت و از محضر برادرش استاد حسن میرخانی نیز بهره گرفت تا به رموز خط آشنا و بر اثر مشق زیاد خطش استوار شده و از تعلیم در آمد و رسما در عداد خطاطان قابل این دوره گردید. 
این جوان با استعداد که در نگارش خط نستعلیق از ریز و درشت دستی قوی و سلطه‌یی فراوان دارد بواسطه داشتن خط خوش از سال ١٣٤٠ در اداره کل هنرهای زیبا بسمت خطاط استخدام و تا کنون به امور خطی اشتغال داشته و انجام وظیفه می‌کند تا به حال قطعات زیبایی از خطوط خود را به به تقاضای دوستان و طالبان خط نگاشته و به آنان هدیه نموده که هر بیننده‌ای از دیدن آن خطوط، بقدرت قلم و میزان پشتکار و پیشرفت وی در این کار پی می‌برد. 
«تاریخ نگارش متن فوق مربوط به قبل از انقلاب می‌باشد.»


میرزا غلامرضا اصفهانی


میرزا غلامرضا اصفهانی، در خط نستعلیق و شكسته سرآمد روزگار خود بود و استادان اخیر نستعلیق غالباً شاگرد اویند وی ‌شاعر نیز بوده است و غالبا خط خود را با رقم (یا علی‌مدد) مشخص كرده است. وفات او در آلماثر‌و‌الاثار سال ١٢٩٠ ذكر شده است و این تاریخ صحیح نیست و از خطوط رقم دار او تا تاریخ ١٣٠٣ نیز دیده شده است از آثارش كتیبه های ‌مسجد سپهسالار قابل ذكر است. 
شكل دیگری‌ از نستعلیق، بی‌آنكه در ماهیت اصلیش تغییری‌ داده شود، سیاه‌مشق ست. یعنی ‌روی‌هم نوشتن مطالب، بی‌اعتنا به تداوم و معنای‌آنها. یعنی‌حذف كامل وجه‌ادبی‌خطاطی. شكل‌های‌بدست آمده سرحد همان چیزی ‌است كه امروز به «هنر‌انتزاعی» معروف است. مثل كارهای‌«سولاژ» مثلا: با این تفاوت كه «سولاژ» در یك آزادی‌نسبتاً مطلق‌شكلی ‌كار می‌كند اما میرزا غلامرضای‌اصفهانی‌سیاه مشق نویس از یك انضباط قطعی‌به آزادی‌می‌رسد. شباهت این دو هم در اینست كه به هر حال، آخر كار، هر دو به بیانی‌انتزاعی‌می‌رسند. به هنری‌محض و بی‌واسطه طبیعی. 
محتملاً سیاه‌مشق نویسی ‌از اواخر قرن دهم باب شد اما بهره‌دهی ‌اصلیش از نیمه‌دوم قرن سیزدهم بروز كرد. سیاه‌مشق‌های ‌میرزا غلامرضا و میر‌حسین از تكه‌های ‌ناب هنر خطاطی‌خالص‌اند. هیچ مهم نیست كه چه نوشته شده؛ دیدن شكل صوری ‌قطعه، تمامی‌ارزش‌های ‌بصری ‌و نهادی ‌آنرا آشكار و تسجیل می‌كند. این قدرت بی‌مانند انگشتان و سلیقه‌ی‌ آراسته بكار رفته در تركیبات شكلی، این هماهنگی‌غریب میان فضاهای‌پر و خالی، اتخاب رنگ قهوه‌ای ‌مركب، صافی ‌به تقریب محال دوایر و كشیده‌ها، یكسانی ‌حروف مكرر، كه انگار دستگاهی ‌نوشته این‌ها را، دستگاهی‌ به نظم و دقت و دسترسی‌حساس‌ترین و پیچیده‌ترین ماشین‌های ‌علمی ‌امروز، اما به‌همراه عطوفت و شوق و ظرافت و ایمانی‌كه دیگر نیست. 
دیگر چطور می‌شود میان این همهمه‌ی‌ مداوم، بی‌لرزش و لغزش، با حوصله، ماه‌ها و سال‌ها یكجا نشست و نوشت؟



آموزش با نگرشی نوین

گروه آموزش

مترجم سایت


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه وبلاگ در یاهو و گوگل:

    Yahoo bot last visit powered by  Ybotvisit.com

    رتبه وبلاگ در گوگل

  • SEO Stats powered by MyPagerank.Net

  • افراد آنلاین :

    web stats

  • IP free counters