تبلیغات
آموزش - مطالب طنز/ سخنان بزرگان/نکات زندگی

مجموعه ضرب المثل های فارسی(غ-ی) بخش سوم

غاز میچرونه !
غربال را جلوی كولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور كه تو منو میبینی !
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
غلیان بكشیم یا خجالت  ! (( مائیم میان این دو حالت  ... ))
غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !
غوره نشده مویز شده است !
فردا كه برمن و تو وزد باد مهرگان --- آنگه شود پدید كه نامرد و مرد كیست ؟ (( ناصر خسرو))
فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !
فرزند عزیز نور دیده --- از دبه كسی ضرر ندیده !
فرزند كسی نمیكند فرزندی  --- گر طوق طلا به گردنش بر بندی !
فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !
فرشش زمینه، لحافش آسمون !
فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !
فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !
فقیر، در جهنم نشسته است !
فكر نان كن كه خربزه آبه !
فلفل نبین چه ریزه بشكن ببین چه تیزه !
فلك فلك، بهمه دادی منقل، به ما ندادی یك كلك !
فواره چون بلند شود سرنگون شود !
فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی !
فیلش یاد هندوستان كرده !
فیل و فنجان !
فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !
قاپ قمار خونه است !
قاتل بپای خود پای دار میره !
قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشكشت !
قاشق سازی كاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میكشی دراز میشه !
قاشق نداری آش بخوری نونتو كج كن بیل كن !
قاطر را گفتند : پدرت كیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !
قاطر را گفتند : پدرت كیست ؟ گفت : اسب آقادائیمه !
قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه !
قبا سفید قبا سفیده !
قبای بعد از عید برای گل منار خوبه !
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری .
قران كنند حرز و امام مبین كشند ! (( یاسین كنند ورد وبه طاها كشند تیغ  ... ))
قربون برم خدا رو، یك بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
قربون بند كیفتم، تا پول داری رفیقتم !
قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی !
قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم !
قربون چماق دود كشت كاه، بده جوش پیشكشت !
قرض كه رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو !
قسمت را باور كنم یا دم خروس را ؟!
قسم نخور كه باور كردم !
قلم ، دست دشمنه !
قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید !
قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند .
كاچی بهتر از هیچی است !
كار از محكم كاری عیب نمیكنه !
كار بوزینه نیست نجاری !
كار خر و خوردن یابو !
كارد، دسته خودشو نمی بره !
كار نباشه زرنگه !
كار، نشد نداره !
كار هر بز نیست خرمن كوفتن --- گاو نر میخواهد و مرد كهن .
كاری بكن بهر ثواب - نه سیخ بسوزه نه كباب !
كاسه گرمتر از آش !
كاسه جائی رود كه شاه تغار باز آید !
كاسه را كاشی میشكنه، تاوانش را قمی میده !
كاشكی را كاشتند سبز نشد !
كاشكی ننم زنده میشد - این دورانم دیده میشد !
كافر همه را بكیش خود پندارد !
كاه از خودت نیست كاهدون كه از خودته !
كاه بده، كالا بده، دو غاز و نیم بالا بده !
كاه پیش سگ، استخوان پیش خر !
كاه را در چشم مردم می بینه كوه را در چشم خودش نمی بینه !
كاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد !
كباب پخته نگردد مگر به گردیدن !
كبكش خروس میخونه !
كپه هم با فعله است ؟!
كجا خوشه؟ اونجا كه دل خوشه !
كج میگه اما رج میگه !
كچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد !
كچل نشو كه همه كچلی بخت نداره !
كچلیش، كم آوازش !
كدخدا را ببین ، ده را بچاپ !
كرایه نشین، خوش نشینه !
كرم داران عالم را درم نیست --- درم داران عالم را كرم نیست !
كرم درخت از خود درخته !
كژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است كه در زمستان نیز بیرون آیم ؟!
كس را وقوف نیست كه انجام كار چیست ! (( هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار )) [‌[ حافظ ]]
كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
كسی دعا میكنه زنش نمیره كه خواهر زن نداشته باشه !
كسی را در قبر دیگری نمی گذارند !
كسی كه از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه !
كسی كه از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره !
كسی كه را مادرش زنا كنه، با دیگران چها كنه !
كسی كه منار میدزده ، اول چاهش را میكنه !
كسی كه خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه !
كشته از بسكه فزونست كفن نتوان كرد !
كفاف كی دهد این باده بمستی ما --- خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما .
كف دستی كه مو نداره از كجاش میكنند ؟!
كفتر صناری،  یاكریم نمیخونه !
كفتر چاهی جاش توی چاهه !
كفشات جفت ، حرفات مفت !
كفشاش یكی نوحه میخونه، یكی سینه میزنه !
كفگیرش به ته دیگ خورده !
كلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت !
كلاغ از وقتی بچه دار شد ، شكم سیر بخود ندید !
كلاغ از باغمون قهر كرد، یك گردو منفعت ما !
كلاغ از باغمون قهر كرد، یك گردو منفعت ما !
كلاغ خواست راه رفتن كبك را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت !
كلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من  جراحم !
كلاغ سر لونه خودش قارقار نمیكنه !
كل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !
كلاه را كه به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره !
كلاه كچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود !
كلفتی نون را بگیر و نازكی كار را !
كلوخ انداز را پاداش سنگ است --- جواب است ای برادر این نه جنگ است .
كله اش بوی قرمه سبزی میده !
كله پز برخاست سگ جایش شنست !
كله گنجشكی خورده !
كمال همنشین در من اثر كرد --- وگر نه من همان خاكم كه هستم .  [‌[ سعدی]]
كم بخور همیشه بخور !
كمم گیری كمت گیرم  - نمرده ماتمت گیرم !
كنار گود نشسته میگه لنگش كن !
كند همجنس با همجنس پرواز ! (( كبوتر با كبوتر باز با باز ...))
كنگر خورده لنگر انداخته !
كور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا !
كور خود و بینای مردم !
كورشه اون دكانداری كه مشتری خودشو نشناسه !
كور را چه به شب نشینی !
كور كور را میجوره آب گودال را !
كور هر چی توی چنته خودشه خیال میكنه توی چنته رفیقش هم هست !
كوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد !
كوزه خالی، زود از لب بام میافته !
كوزه گر از كوزه شكسته آب میخوره !
كوزه نو آب خنك داره !
كوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره !
كوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد !
كوسه و ریش پهن !
كو فرصت ؟!
كوه بكوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه !
كوه ، موش زائیده !
گابمه و آبمه و نوبت آسیابمه !
گاو پیشانی سفیده !
گاوش زائیده !
گاو نه من شیر !
گاه باشد كه كودك نادان --- بغلط بر هدف زند تیری !
گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره !
گدارو كه رو بدی صاحبخونه میشه !
نرمی ز حد مبر كه چو دندان مار ریخت  ----  هر طفل نی سوار كند تازیانه اش ! [‌[ صائب]]
گذر پوست به دباغخانه میافته !
گر بدولت برسی مست نگردی مردی !
گر بری گوش و گر زنی دمبم --- بنده از جای خود نمی جنبم !
گربه برای رضای خدا موش نمیگیره !
گربه تنبل را موش طبابت میكنه !
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده !
گربه را دم حجله باید كشت !
گربه را اگر در اطاق حبس كنی پنجه بروت میزنه !
گربه را گفتند : گهت درمونه خاك پاشید روش !
گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میكنه !
گربه شب سموره !
گربه شیر است در گرفتن موش --- لیك موش است در مصاف پلنگ !
گربه مسكین اگر پر داشتی  ---  تخم گنجشك از زمین بر داشتی !
گر تو بهتر میزنی بستان بزن !
گر تو قرآن بدین نمط خوانی --- ببری رونق مسلمانی را ! ‌[[ سعدی]] 
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در كوی نیكنامی ما را گذر ندادند ... )) ‌[[ حافظ]]
گر جمله كائنات كافر گردند --- بر دامن كریاش ننشیند گرد !
گر حكم شود كه مست گیرند ---  درشهرهر آنچه  هست گیرند !
گر در همه دهر یك سر نیشتر است  ---  بر پای كسی رود كه از همه درویشتر است !
گر در یمنی چو با  منی پیش منی --- ور پیش منی چو بی منی در یمنی !
گرد نام پدر چه میگردی ؟ --- پدر خویش باش اگر مردی ! ‌[[ سعدی]]
گرز به خورند پهلوون !
گر زمین و زمان بهم دوزی  ---  ندهندت زیاده از روزی !
گر صبر كنی ز غوره حلوا سازیم !
گر گدا كاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟!
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده !
گرهی كه با دست باز میشه نباید با دندان باز كرد !
گفت پیغمبر كه چون كوبی دری --- عاقبت زآن در برون آید سری !
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌[[ سعدی]]
گفت : چشم تنگ دنیا دار را --- یا قناعت پر كند یا خاك گور !‌[[ سعدی]]
گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت كرده اند . گفت : بمن چه ؟!
گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم !
گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد!
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند !
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا كه همچین ساخته اند كه دارند منو از وسط بر میدارند !
گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !
گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور !
گل زن و شوهر را از یك تغار برداشته اند !
گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم !
گنج بی مار و گل بی خار نیست  ---  شادی بی غم در این بازار نیست ! ‌[[ مولوی]]
گنجشك امسال رو باش كه گنجشك پارسالی را قبول نداره !
گنجشك با باز پرید افتاد و ماتحتش درید !
گنجشك با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یكیش صد تومنه !
گندم از گندم بروید جو ز جو ! ((‌ از مكافات عمل غافل نشو ... )) ‌[[ مولوی]]
گندم خوردیم از بهشت بیرونمان كردند !
گوساله بسته را میزنه !
گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه !
گوسفند بفكر جونه، قصاب به فكر دنبه !
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من  ---  آنچه البته بجائی نرسد فریادست !  ‌[[ یغمای جندقی]]
گوشت جوان لب طاقچه است !
گوشت را از ناخن نمیشه جدا كرد !
گوشت را از بغل گاو باید برید !
گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیكشم !
گوهر پاك بباید كه شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! ‌[[ حافظ]]
گه جن خورده !
گیرم پدر تو بود فاضل  ---  از فضل پدر تو را چه حاصل !  ‌[[ نظامی]]
گیرم كه مار چوبه كند تن بشكل مار ---  كو زهر بهر دشمن و كو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]]
گیسش را توی آسیا سفید نكرده !
لاف در غریبی، گور در بازار مسگرها !
لالائی میدونی چرا خوابت نمیبره !
لب بود كه دندون اومد !
لر اگر ببازار نره بازار میگنده !
لقمان حكیم را گفتند : ادب از كه آموختی ؟ گفت : از بی ادبان ! [[گلستان سعدی]]
لگد به گور حاتم زده !
لولهنگش آب میگیره !
لیلی را از چشم مجنون باید دید !
ما از خیك دست برداشتیم خیك از ما دست بر نمیداره !
ما اینور جوب تو اونور جوب !
ما اینور جوب تو اونور جوب، فحش بده فحش بستون، پیراهن یكی شانزده تومنه !
مادر را دل سوزد، دایه را دامن !
مادر زن خرم كرده، توبره بر سرم كرده !
مادر كه نیست با زن بابا باید ساخت !
مادر مرده را شیون میاموز !
مارا باش كه از بز دنبه میخواهیم !
مار بد بهتر بود از یار بد !
مار پوست خودشو ول میكنه اما خوی خودشو ول نمیكنه !
مار تا راست نشه بسوراخ نمیره !
مار خورده افعی شده !
مار خیلی از پونه خوشش میاد دم لونه اش سبز میشه !
مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسه !
مار گیر را آخرش مار میكشه !
مار مهره، هر ماری نداره !
مار هر كجا كج بره توی لونه خودش راست میره !
ماست را كه خوردی كاسه شو زیر سرت بزار !
ماستها را كیسه كردند !
ماست مالی كردن !
ماستی كه ترشه از تغارش پیداست !
ماست نیستی كه انگشتت بزنند !
ما صد نفر بودیم تنها، اونها سه نفر بودند همراه !
ما كه خوردیم اما نگی یارو خر بود سیرابیت نپخته بود !
ما كه در جهنم هستیم یك پله پائین تر !
ما كه رسوای جهانیم غم عالم پشمه !
مال است نه جان است كه آسان بتوان داد !
      مال بد بیخ ریش صاحبش !                                                                                       
مال به یكجا میره ایمون به هزار جا !
مالت را خار كن خودت را عزیز كن !
مال خودت را محكم نگهدار همسایه را دزد نكن !
مال خودم مال خودم مال مردمم مال خودم !
مال دنیا وبال آخرته !
مال ما گل مناره، مال مردم زیر تغاره !
مال مفت صرافی نداره !
پول باد آورده چند و چون نداره !
مال ممسك میراث ظالمه !
مال همه ماله، مال من بیت الماله !
ماما آورده را مرده شور میبره !
ماما كه دو تا شد سر بچه كج در میاد !
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون  ---  او بمطلب ها رسید و ما هنوز آواره ایم .
ماه درخشنده چو پنهان شود ---  شب پره بازیگر میدان شود !
ما هم تون را میتابیم هم بوق را میزنیم !
ماه همیشه زیر ابر پنهان نمیمونه !
ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است !
ماهی ماهی رو میخوره، ماهی خوار هر دو را !
ماهی و ماست ؟ عزرائیل میگه بازم تقصیر ماست ؟
مبارك خوشگل بود ابله هم درآورد !
مثقال نمكه خروار هم نمكه !
مثل سیبی كه از وسط نصف كرده باشند !
مثل كنیز ملا باقر !
مرد چهل ساله تازه اول چلچلیشه !
مرد خردمند هنر پیشه را --- عمر دو بایست در این روزگار *** تا به یكی تجربه آموختن --- با دگری تجربه بردن بكار . [[ سعدی ]]
مرد كه تنبوتش دو تا شد بفكر زن نو میافته !
مرده را رو كه رو بدی بكفن خودش میرینه !
مردی را پای دار میبردند زنش میگفت : یه شلیته گلی برای من بیار !
مردی كه نون نداره اینهمه زبون نداره !
مرغ بیوقت خوان را باید سر برید !
مرغ زیرك كه میرمید از دام - با همه زیركی بدام افتاد !
مرغ گرسنه ارزن در خواب می بینه !
مرغ، هم تخم میكمه هم چلغوز!
مرغ همسایه غازه !
مرغی را كه در هواست نباید به سیخ كشید !
مرغ یه پا داره !
مرغی كه انجیر میخوره نوكش كجه !
مرگ برای من، گلابی برای بیمار !
مرگ به فقیر و غنی نگاه نمیكنه !
مرگ خر عروسی سگه !
مرگ خوبه اما برای همسایه !
مرگ میخواهی برو گیلان !
مرگ یه بار شیون یه بار !
مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد ! (( نابرده  رنج گنج میسر نمی شود ... ))  [[ سعدی ]]
مزد خر سور چرونی خر سواریست !
مزد دست مهتر چس یابوست !
مسجد نساخته گدا درش ایستاده !
مشتری آخر شب خونش پای خودشه !
مشك خالی و پرهیز آب !
معامله با خودی غصه داره !
معامله نقد بوی مشك میده !
معما چو حل گشت آسان شود !
مغز خر خورده !
مفرداتش خوبه اما مرده شور تركیبشو ببره !
مگس به فضله ش بشینه تا مورچه خور دنبالش میدوه !
مگه سیب سرخ  برای دست چلاق خوبه ؟!
مگه كاشونه كه كپه با فعله است ؟
ملا شدن چه آسون، آدم شدن چه مشكل !
ملا نصرالدین صنار میگرفت سگ اخته میكرد یكعباسی میداد میرفت حموم !
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم --- تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال . [[ سعدی ]]
من از بیگانگان هرگز ننالم --- كه با من هر چه كرد آن آشنا كرد .  [[ حافظ]]
من كجا و خلیفه در بغداد !
من میگم خواجه ام تو میگی چند تا چه داری ؟!
من میگم نره تو میگی بدوش !
من میگم انف، تو نگو انف، تو بگو انف !
من نمیگویم سمندر باش یا پروانه باش --- چون بفكر سوختن افتاده ای مردانه باش . [[ مرتضی قلیخان شاملو]]
من نوكر حاكمم نه نوكر بادنجان !
موریانه همه چیز خونه را میخوره جز غم صاحب خونه را !
موش به سوراخ نمیرفت جارو به دم بست !
موش چیه كه كله پاچش باشه !
موش زنده بهتر از گربه مرده است !
موش به همبونه ( انبار) كار نداره همبونه به موش كار داره !
موش و گربه كه با هم بسازند دكان بقالی خراب میشه !
مهتاب نرخ ماست را میشكنه !
مهره مار داره !
مه فشاند نور و سگ عوعو كند --- هر كسی بر طینت خود می تند !  [[ مولوی ]]
مهمون باید خنده رو باشه اگر چه صاحب خونه، خون گریه كنه !
مهمون تا سه روز عزیزه !
مهمون خر صاحبخونه است !
مهمون كه یكی شد صاحبخونه گاو میكشه !
مهمون مهمون و نمیتونه ببینه صاحبخونه هر دو را !
مهمون ناخونده خرجش پای خودشه !
مهمون هر كی ، و در خونه هر چی !
میون حق و باطل چهار انگشته !
میون دعوا حلوا خیر نمی كنند !
میون دعوا نرخ معین میكنه !
می بخور، منبر بسوزان، مردم آزاری مكن  !
میخوای عزیز بشی یا دور شو یا كور شو !
میراث خرس به كفتار میرسه !
میراث خوار بهتر از چشته خوره !
میوه خوب نصیب شغال میشه !
میهمان راحت جان است و لیكن چو نفس --- خفه سازد كه فرود آید و بیرون نرود !
وای بباغی كه كلیدش از چوب مو باشه !
وای به خونی كه یكشب از میونش بگذره !
وای به كاری كه نسازد خدا !
وای به مرگی كه مرده شو هم عزا بگیره !
وای به وقتی كه بگندد نمك !
وای به وقتی كه چاروادار راهدار بشه !
وای بوقتی كه قاچاقچی گمركچی بشه !
وعده سر خرمن دادن !
وقت خوردن، خاله، خواهر زاده را نمیشناسه !
وقت مواجب سرهنگه، وقت كار كردن سربازه !
وقتی كه جیك جیك مستونت بود یاد زمستونت نبود ؟!
وقتی مادر نباشه با زن بابا باید ساخت !
هادی ! هادی ! اسم خودتو بما نهادی!
هر جا كه آشه، كل، فراشه !
هر جا خرسه، جای ترسه !
هر جا سنگه بپای احمد لنگه !
هر جا كه پری رخیست دیوی با اوست !
هر جا كه گندوم نده مال من دردمنده !
هر جا كه نمك خوری نمكدون نشكن !
هر جا مرغ لاغره، جایش خونه ملا باقره !
هر جا هیچ جا ، یك جا همه جا !
هر چه از دزد موند، رمال برد !
هر چه بخود نپسندی بدیگران نپسند !
هر چه بگندد نمكش میزنند --- وای به وقتی كه گندد نمك !
هر چه به همش بزنی گندش زیادتر میشه !
هر چه پول بدی آش میخوری !
هر چه پیش آید خوش آید !
هر چه خدا خواست همان شود --- هر چه دلم خواست نه آن شد !
هر چه خورده نریده !
هر چه دختر همسایه چل تر، برای ما بهتر !
هر چه در دیگ است به چمچه میاد !
هر چه دیر نپاید دلبستگی را نشاید !
هر چه رشتم پنبه شد !
هر چه سر، بزرگتر درد بزرگتر !
هر چه عوض داره گله نداره !
هر چه كنی بخود كنی گر همه نیك و بد كنی !
هر چه كه پیدا میكنه خرج اتینا میكنه !
هر چه مار از پونه بدش میاد بیشتر در لونه اش سبز میشه !
هر چه میگم نره، بازم میگه بدوش !
هر چه نصیب است نه كم میدهند --- ور نستانی به ستم میدهند !
هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست ! --- ورنه تشریف توبر بالای كس كوتاه نیست .[[ حافظ ]]
هر چیز كه خوار آید یكروز به كار آید !
هر خری را به یك چوب نمیرونند !
هر دودی از كباب نیست !
هر رفتی، آمدی داره !
هر سخن جائی و هر نكته مقامی دارد !
هر سرازیری یك سر بالائی داره !
هر سركه ای از آب، ترش تره !
هر سگ در خونه صاحابش شیره !
هر شب شب قدر است اگر قدر بدانی !
هر كس از هر جا رونده است با ما برادر خونده است !
هر كسی پنجروزه نوبت اوست ! (( دور مجنون گذشت و نوبت ماست ... )) [[ حافظ ]]
هر كه با مادر خود زنا كنه با دگران چها كنه !
هر كه بامش بیش برفش بیش !
هر كه بیك كار، بهمه كار - هر كه بهمه كار بهیچ كار !
هر كه به امید همسایه نشست گرسنه میخوابه !
هر كه تنها قاضی رفت خوشحال بر میگرده !
هر كه خربزه میخوره پای لرزش هم میشینه !
هر كه خری نداره غمی نداره !
هر كه خیانت ورزد دستش در حساب بلرزد !
هر كه دست از جان بشوید هر چه در دل دارد گوید !
هر كه را زر در ترازوست زور در بازوست !
هر كه را طاووس باید جور هندوستان كشد !
هر كه را مال هست و عقلش نیست --- روزی آن مال مالشی دهدش *** وانكه را عقل هست و مالش نیست--- روزی آن عقل بالشی دهدش .[[ عمادی شهریاری]]
هر كه را میخواهی بشناسی یا باهاش معامله كن یا سفر كن !
هر كه شیرینی فروشد مشتری بروی بجوشد !
هر كه نان از عمل خویش خورد ---  منت از حاتم طائی نبرد !
هر كی بفكر خویشه كوسه بفكر ریشه !
هر كی خر شد، ما پالونیم !
هر كی كه زن نداره،آروم تن نداره !
هر كی كه زن نداره،آروم تن نداره !
هر گردی گردو نیست !
هر گلی زدی سر خودت زدی !
هزار تا چاقو بسازه یكیش دسته نداره !
هزار تا دختر كور و یكروزه شوهر میده !
هزار دوست كمه، یك دشمن بسیار !
هزار قورباغه جای یه ماهی رو نمیگیره !
هزار وعده خوبان یكی وفا نكند !
هشتش گرو نه است !
هلو برو تو گلو !
هم از توبره میخوره هم از آخور !
هم از شوربای قم افتادیم هم از حلیم كاشون !
همان آش است و همان كاسه !
همان خر است و یك كیله جو !
هم چوب را خوردیم هم پیاز را و هم پول را دادیم !
هم حلوای مرده هاست هم خورش زنده ها !
هم خدا را میخواهد  هم خرما !
همدون دوره و كردوش نزدیك !
همدون دوره و كردوش نزدیك !
همسایه نزدیك، بهتر از برادر دور !
همسایه ها یاری كنید تا من شوهر داری كنم !
هم فاله و هم تماشا !
همكار همكار و نمیتونه ببیند !
هم لحافه و هم تشك !
هم میترسم هم میترسونم !
همنشین به بود تا من از او بهتر شوم !
همه ابری هم بارون نداره !
همه خرها رو به یك چوب نمیرونند !
همه رو مار میگزه مارو خر چسونه !
همه سروته یه كرباسند !
همه قافله پس و پیشیم !
همه كاره و هیچ كاره !
همه ماری مهره نداره !
همه ماهی خطر داره بدنامیشو صفر داره !
هر مرغی انجیر نمیخوره !
همیشه آب در جوی آقا رفیع نمیره به دفه هم در جوی آقا شفیع میره !
همیشه خره خرما نمیرینه !
همیشه روزگار بانسان رو نمیكنه !
همیشه شعبان ، یكبا ر هم رمضان !
همیشه ما میدیدیم یه دفعه هم تو ببین !
همینو كه زائیدی بزرگش كن !
هنوز باد به زخمش نخورده !
هنور دهنش بوی شیر میده !
هنوز سر از تخم در نیاورده !
هنوز غوره نشده مویز شده !
هوو هوو را خوشگل میكنه جاری جاری را كدبانو !
هیچ ارزونی بی علت نیست !
هیچ انگوری دوبار غوره نمیشه !
هیچ بده را به هیچ بستانی كاری نیست !
هیچ بدی نرفت كه خوب جاش بیاد !
هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه !
هیچ تقلبی بهتر از راستی نیست !
هیچ چراغی تا به صبح نمیسوزه !
هیچ چیز شرط هیچ چیز نیست !
هیچ دوئی نیست كه سه نشه !
هیچ دودی بی آتش نیست !
هیچ عروس سیاه بختی نیست كه تا چهل روز سفید بخت نباشه !
هیچكاره ، رقاص پای نقاره !
هیچكاره و همه كاره !
هیچكس در پیش خود چیزی نشد !
هیچكس را توی گور دیگری نمیگذارن !
هیچكس روزی دیگری را نمیخوره !
هیچكس نمیگه ماست من ترشه !
هیچ گرونی بی حكمت نیست !
یابو برش داشته !
یابوی اخته و مرد كوسه سن و سالشون معلوم نیست !
یابوی پیش آهنگ آخرش توبره كش میشه !
یا خدا یا خرما !
یاربد، بدتر بود از یار بد !
یارب مباد آنكه گدا معتبر شود !
یار در خانه و گرد جهان میگردیم !
یارقدیم ، اسب زین كرده است !
یار، مرا یاد كنه ولو با یك هل پوك !
یا زنگی زنگ باش یا رومی روم !
یا علی غرقش كن منهم روش !
یا كوچه گردی یا خانه داری !
یا مرد باش یا نیمه مرد یا هپل هپو !
یا مرگ یا اشتها !
یا مكن با پیلان دوستی --- یا بنا كن خانه در خورد پیل ![[ سعدی ]]
یعنی كشك !
یكی رو تو ده راه نمی دادند سراغ كدخدارو میگرفت !
یك ارزن از دستش نمی ریزه !
یك مرده بنام به كه صد زنده به ننگ !
یك انار و صد بیمار!
یك بز گر گله را گر میكند !
یكخورده شاخ بهتر از هزار ذرع دمه !
یك داغ دل بس است برای قبیله ای !
یكدم نشد كه بی سر خر زندگی كنیم !
یك ده آباد بهتر از صد شهر خراب !
یك بار جستی ملخه، دو بار جستی ملخه، آخر به دستی ملخه !
یه بام و دو هوا !
یه پا چارق، یه پا گیوه !
یه پاش این دنیا یه پاش اون دنیاست !
یه پول جیگرك سفره قلمكار نمیخواد !
یه تب یه پهلوان و میخوابونه !
یه تخته اش كمه !
خل و كم عقل است !
یه جا میل و مناره را نمی بینه یه جا ذره رو در هوا میشماره !
یه مثقال گه توی شكمش نیست میخواد به شمس العماره برینه !
یه چیز بگو بگنجه !
یه حموم خرابه چهل تا جومه دار نمیخواد !
یه خونه داریم پنبه ریسه ، میون هفتاد ورثه !
یه دست به پیش و یه دست به پس !
یه دست صدا نداره !
یه دستم سپر بود، یه دستم شمشیر، با دندونام كه نمیتونم بجنگم !
یه دیوانه سنگی به چاه میندازه كه صدعاقل نمیتونه بیرون بیاره !
یه روده راست توی شیكمش نیست !
یه روزه مهمونیم و صد ساله دعاگو !
یه روز حلاجی میكنه سه روز پنبه از ریش ور میچینه !
یه سال بخور نون و تره صد سال بخور نون كره !
یه سال روزه بگیر آخرش با فضله سگ افطار كن !
یه سوزن بخودت بزن و یه جوالدوز به مردم !
یه سیب و كه به هوا بندازی تا بیاد پائین هزار تا چرخ میخوره !
یه شكم سیر بهتر از صد شكم نیم سیر !
یه عمر گدائی كرده هنوز شب جمعه رو نمیدونه !
 یه كاسه چی صد تا سرناچی !
یه كفش آهنی میخواد و یه عصای فولادی !
یه كلاغ و چهل كلاغ !
یه گوشش دره یه گوشش دروازه !
یه لاش كردیم نرسید دو لاش كردیم كه برسد !
یه لقمه نون پرپری من بخورم یا اكبری !
یه مرید خر بهتر از یه ده شیش دانگ !
یه مو از خرس كندن غنیمته !
یه مویز و چل قلندر !
یه نه بگو، نه ماه رو دل نكش !
یه وقت از سوراخ سوزن تو میره یه وقت از در دروازه تو نمیره !
یكی به نعل و یكی به میخ !
یكی چهارشنبه پول پیدا میكنه یكی گم میكنه !
یكی كمه، دوتا غمه ، سه تا خاطر جمه !
یكی مرد و یكی مردار شد یكی به غضب خدا گرفتار شد !
یكی میبره یكی میدوزد !
یكی گفت : مادرم را میفروشم . گفتند : كه چطور مادرت را میفروشی ؟ گفت : قیمتی میگم كه نخرند !
یكی میمرد ز درد بینوایی - یكی میگفت خانوم زردك میخواهی ؟!
یكی نون نداشت بخوره پیاز میخورد كه اشتهاش واشه !
یكی یه دونه یا خل میشه یا دیوونه !


مجموعه ضرب المثل های فارسی(د-ع) بخش دوم

دادن بدیوانگی گرفتن بعاقلی !
دارندگیست و برازندگی !
داری طرب كن، نداری طلب كن !
داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه !
دانا داند و پرسد نادان نداند و نپرسد !
دانا گوشت میخورد نادان چغندر !
دانه فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه --- هر دو جانسوز است اما این كجا و آن كجا !
دایه از مادر مهربانتر را باید پستن برید !
دختر، تخم تر تیزك است !
دختر تنبل، مادر كدبانو را دوست داره !
دخترمیخوهی ماماش را بین --- كرباس میخواهی پهناش را ببین !
دختر همسایه هر چه چل تر برای ما بهتر !
دختری كه مادرش تعریف بكنه برای آقا دائیش خوبه !
درازی شاه خانم به پهنای ماه خانم در !
در بیابان گرسنه را شلغم پخته به ز نقره خام !
در بیابان لنگه كفش، نعمت خداست !
در پس هر گریه آخر خنده ایست !
در جنگ، حلوا تقسیم نمیكنند !
در جوانی مستی، در پیری سستی، پس كی خدا پرستی ؟!
در جهان هر كس كه داره نان مفت، میتواند حرفهای خوب گفت !
در جهنم عقربی هست كه از دستش به مار غاشیه پناه میبرند !
در جیبش را تار عنكبوت گرفته است !
در چهل سالگی طنبور میآموزد در گور استاد خواهد شد !
در حوضی كه ماهی نیست ، قورباغه سپهسالاره !
در خانه ات را ببند همسایه تو دزد نكن !
در خانه اگر كس است یكحرف بس است !
در خانه بیعاره ها نقاره میزنند !
در خانه مور، شبنمی طوفانست !
در خانه هر چه، مهمان هر كه !
درخت اگر متحرك شدی ز جای بجای --- نه جور اره كشیدی نه جفای تبر !
درخت پر بار، سنگ میخوره !
درخت پر بار، سنگ میخوره !
درخت كاهلی بارش گرسنگی است !
درخت كج جز بآتش راست نمیشه !
درخت گردكان باین بلندی --- درخت خربزه الله اكبر !
درخت هر چه بارش بیشتر بشه، سرش پائین تر میاد !
درد دل خودم كم بود، اینهم قرقر همسایه !
درد، كوه كوه میاد، مومو میره !
در دروازه را میشه بست، اما در دهن مردم و نمیشه بست !
در دنیا همیشه بیك پاشنه نمیچرخه !
در دنیا یه خوبی میمونه یه بدی !
در دیزی وازه، حیای گربه كجا رفته !
در زمستان، الو، به از پلوه !
در زمستان یه جل بهتر از یه دسته گله !
درزی در كوزه افتاد !
در زیر این گنبد آبنوسی، یكجا عزاست یكجا عروسی !
درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی --- جمعه به مكتب آورد طفل گریز پای را . ((‌ نظیری نیشابوری ))
در شهر كورها یه چشمی پادشاست !
در شهر نی سواران باید سوار نی شد !
در عفو لذتیست كه در انتقام نیست !
در كار خیر حاجت هیچ استخاره نیست ! ((‌ حافظ شیرازی ))
در كف شیر نر خونخواره ای --- غیر از تسلیم و رضا كو چاره ای ؟
در مجلس خود راه مده همچو منی را --- كافسرده دل افسرده كند انجمنی را !
درم داران عالم را كرم نیست --- كریمان را بدست اندر درم نیست !
در مسجده، نه كند نیست نه سوزوندنی !
در نمك ریختن توی دیگ باید به مرد پشت كرد !
درویش از ده رانده، ادعای كدخدائی كند !
درویش مومیائی، هی میگی و نمیائی !
درویش را گفتند : در دكانتو ببند دهنشو هم گذاشت !
در، همیشه بیك پاشنه نمیگرده !
درهفت آسمان یك ستاره نداره !
دزد،آب گرون میخوره !
دزد بازار آشفته میخواهد!
دزد باش و مرد باش !
دزد به یك راه میرود، صاحب مال به هزار راه !
دزد حاضر و بز حاضر !
دزد ناشی به كاهدون میزنه !
دزدی آنهم شلغم ؟ !
دزدی كه نسیم را بدزدد  دزد است !
دست بالای دست بسیار است . (( در جهان پیل مست بسیار است ... ))
دست به دنبك هر كی بزنی صدا میده !
دست بریده قدر دست بریده را میدونه !
دست بشكند در آستین، سر بشكند دركلاه !
دست بیچاره چون بجان نرسد --- چاره جز پیرهن دریدن نیست !
دست بی هنر كفچه گدئیست !
دست پشت سر نداره !
دست پیش را گرفته كه پس نیفته !
دستت چربه، بمال سرت !
دستت چو نمیرسد به خانم --- دریاب كنیز مطبخی را !
دستت چو نمیرسد به كوكو، خشكه پلو را فرو كو !
دست تنگی بدتر از دلتنگی است !
دست خالی برای تو سر زدن خوبه !
دست در كاسه و مشت در پیشانی !
دست، دست را میشناسه !
دست دكاندار تلخ است !
دست راست را از چپ نمیشناسه !
دستش به خر نمیرسه پالان خر را بر میدارد !
دستش به دم گاو بند شده !
دستش به عرب و عجم بند شده است !
دستش بدهنش میرسه !
دستش در كیسه خلیفه است !
دستش را به كمرش گرفته كه از بیگی نیفته !
دستش شیره ایست یا دستش چسبناك است !
دستش را توی حنا گذاشت !
دست شكسته بكار میره، دل شكسته بكار نمیره !
دست شكسته وبال گردنه !
دستش نمك نداره !
دست كار دل و نمیكنه و دل كار دست و نمیكنه !
دستش كجه !
دست كه به چوب بردی گربه دزده حساب كار خودشو میكنه !
دست كه بسیار شد بركت كم می شود !
دست ما كوتاه و خرما بر نخیل . (( پای ما لنگ است و منزل بس دراز )) ((‌ حافظ شیرازی ))
دست ننت درد نكنه !
دست و روت را بشور منم بخور !
دست و رویش را با آب مرده شور خانه شسته است !
دستی را كه حاكم ببره خون نداره یا دیه نداره !
دستی را كه نمیتوان برید باید بوسید !
دستی را كه از من برید، خواه سگ بخورد خواه گربه !
دشمنان در زندن با هم دوست شوند !
دشمن دانا بلندت میكند --- بر زمینت میزند نادان دوست !
دشمن دانا كه غم جان بود --- بهتر از دوست كه نادان بود . ((‌ نظامی ))
دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد . (( دانی كه چه گفت زال با رستم گرد ))  ((‌ سعدی ))
دعا خانه صاحبش را میشناسد !
دعا كن (( الف )) بمیره یا دعا كن بابات بمیره !
دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بود !
دلاكها كه بیكار میشوند سر هم را میتراشند !
دل بیغم دراین عالم نباشد --- اگر باشد بنی آدم نباشد .
دل سفره نیست كه آدم پیش هر كس باز كنه !
دلش درو طاقچه نداره !
دلم خوشه زن بگم اگر چه كمتر از سگم !
دلو همیشه از چاه درست در نمیاد !
دماغش را بگیری جانش در میاد !
دم خروس از جیبش پیداست !
دمش را توی خمره زده است !
دندن اسب پیشكشی را نمیشمارند !
دنده را شتر شكست، تاوانش را خر داد !
دنیا پس از مرگ ما، چه دریا چه سراب !   
دنیا دمش درازه !
دنیا جای آزمایش است، نه جای آسایش !
دنیا، دار مكافاته !
دنیا را آب ببره او راخواب میبره !
دنیا را هر طور بگیری میگذره !
دنیایش مثل آخرت یزیده !
دنیا محل گذره !
دو تا در را پهلوی هم میگذارند برای اینست كه به درد هم برسند !
دو خروس بچه از یك مرغ پیدا میشوند، یكی تركی میخونه یكی فارسی !
دود از كنده بلند میشه !
دود، روزنه خودشو پیدا میكنه !
دو دستماله میرقصه !
دور اول و بد مستی ؟
دور دور میرزا جلاله ، یك زن به دو شوهر حلاله !
دوری و دوستی !
دوست آنست كه بگریاند. دشمن آنست كه بخنداند !
دوست همه كس، دوست هیچكس نیست !
دوستی بدوستی در، جو بیار زرد آلو ببر !
دوستی دوستی از سرت میكنند پوستی ؟!
دوصد گفته چو نیم كردار نیست !
دو صد من استخوان باید كه صدمن بار بردارد !
دوغ در خانه ترش است !
دوغ و دوشاب در نظرش یكیست !
دو قرت و نیمش باقیه !
دو قرص نان اگر از گندم است و گر از جو --- دوتای جامه اگر كهنه است و گر از نو .
هزار مرتبه بهتر بنزد ابن یمین --- زفرمملكت كیقباد و كیخسرو .
ده انگشت را خدا برابر نیافریده !
ده، برای كدخدا خوبه و برادرش !
ده درویش در گلیمی بخسبند و دو پادشاه در اقلیمی نگنجند .
دهنش آستر داره !
دهنش چاك و بست نداره !
دهن مردم را نمیشود بست !
دهنه جیبش را تار عنكبوت گرفته !
دیده می بینه، دل میخواد !
دیر آمده زود میخواد بره !
دیر زائیده زود میخواد بزرگ كنه !
دیشب همه شب كمچه زدی كو حلوا ؟!
دیگ به دیگ میگه روت سیاه ، سه پایه میگه صل علی !
دیگران كاشتند ما خوردیم، ما میكاریم دیگران بخورند !
دیگ ملا نصرالدین است !
دیوار حاشا بلنده !
دیوار موش داره ، موش هم گوش داره !
دیوانه چو دیوانه به بیند خوشش آید !
ذات نایافته از هستی بخش --- كی تواند كه شود هستی بخش ؟! (( جامی ))
ذره ذره كاندرین ارض و سماست  ---  جنس خود را همچو كاه و كهرباست . ((مولوی ))
ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود .
راستی هیبت اللهی یا میخواهی منو بترسونی ؟!
راه دزد زده تا چهل روز امنه !
راه دویده، كفش دریده !
رحمت بكفن دزد اولی !
رخت دو جاری را در یك طشت نمیشه شست !
رستم است و یكدست اسلحه !
رستم در حمام است !
رستم صولت و افندی پیزی !
رسیده بود بلایی ولی به خیر گذشت . (( نریخت درد می و محتسبز دیر گذشت ... )) (( آصفی هروی ))
رطب خورده كی منع رطب چون كند !
رفت زیر ابروش را برداره چشمش را هم كور كرد !
رفت به نان برسه بجان رسید !
رفتم ثواب كنم كباب شدم !
رفتم خونه خاله دلم واشه ، خاله خسبید دلم پوسید !
رفتم شهر كورها ، دیدم همه كور، منهم كور !
رقاصه نمیتونست برقصه میگفت زمین كجه !
رند را بند و قحبه را پند سود نكند !
رنگم ببین و حالمو نپرس !
روبرو خاله و پشت سر چاله !
روده بزرگه روده كوچیكه رو خورد !
روز از نو، روزی از نو !
روز گار آئینه را  محتاج خاكستر كند !
روزگار است اینكه گه عزت دهد و گه خوار دارد --- چرخ بازیگر از این بازیچه ها بسیار دارد .(( قائم مقام فراهانی ))
روزه خوردنشو دیدم، ولی نماز كردنش را ندیده ام !
روزی به قدمه !
روزی گریه دست زن شلخته است !
روضه خوان پشمه چال است !
روغن چراغ ریخته وقف امامزاده !
روغن روی روغن میره ، بلغور، خشك میمونه !
رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز --- تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی . (( عبید زاكانی ))
روی گدا سیاهه ولی كیسه اش پره !
ریسمان سوخت و كجیش بیرون نرفت !
ریش و قیچی هر دو در دست شماست !
ز آب خرد، ماهی خرد خیزد --- نهنگ آن به كه از دریا گریزد !
زاغم زد و زو غم زد، پس مانده كلاغ كورم زد !
زبان بریده بكنجی نشسته صم بكم --- به از كسی كه نباشد زبانش اندر حكم . (( سعدی ))
زبان خر را خلج میدونه !
زبان خوش، مار را از سوراخ بیرون میآورد !
زبان سرخ سر سبز میدهد بر باد --- بهوش باش كه سر در سر زبان نكنی .
زبان گوشت است بهر طرف كه بچرخانی میچرخه !
زخم زبان از زخم شمشیر بدتره !
زدی ضربتی ضربتی نوش كن !
زرد آلو را میخورند برای هسته اش !
زرنگی زیاد فقر میآره !
زرنگی زیاد مایه جوانمرگیست !
ز عشق  تا بصبوری هزار فرسنگ است ! (( دلی كه عاشق و صابر بود مگر سنگ است ؟ ))  (( سعدی ))
زعفران كه زیاد شد بخورد خر میدهند !
زكوة تخم مرغ یك دانه پنبه دونه است !
زمانه ایست كه هر كس بخود گرفتار است ! (( تو هم در آینه حیران حسن خویشی ... ))  (( آصفی هروی ))
زمانه با تو نسازد، تو با زمانه بساز!
زمستان رفت و رو سیاهی به زغال موند !
زن آبستن گل میخوره اما گل داغستان !
زن ازغازه سرخ رو شود و مرد از غزا !
زن بد را اگر در شیشه هم بكنند كار خودشو میكنه !
زن بلاست ، اما الهی هیچ خانه ای بی بلا نباشه !
زن بیوه را میوه اش میخواهند !
زن تا نزائیده دلبره، وقتیكه زائید مادره !
زن جوان را تیری به پهلو نشیند به كه پیری !
زن راضی، مرد راضی، گور پدر قاضی !
زن سلیطه سگ بی قلاده است !
زن كه رسید به بیست، باید بحالش گریست !
زنگوله پای تابوت !
زن نجیب گرفتن آسونه، ولی نگهداریش مشكله !
زن و شوهر جنگ كنند، ابلهان باور كنند !
زنی كه جهاز نداره، اینهمه ناز نداره !
زورش بخر نمیرسه پالون خر را بر میداره !
زور داری، حرفت پیشه !
زور دار پول نمیخواد، بی زور هم پول نمیخواد !
زهر طرف كه كشته شود اسلام است !
زیر اندزش زمین است و رواندازش آسمون !
زیر پای كسی پوست خربزه گذاشتن !
زیر دمش سست است !
زیر دیگ اتش است و زیر آدم آدم !
زیر سرش بلنده !
زیر شالش قرصه !
زیر كاسه نیم كاسه ایست .
زیره به كرمان میبره !
سال به دوازده ماه ما می بینیم یكدفعه هم تو ببین !
سال به سال دریغ از پارسال !
سالها میگذاره تا شنبه به نوروز بیفته !
سالی كه نكوست از بهارش پیداست !
سبوی خالی را بسبوی پر مزن !
سبوی نو آب خنك دارد !
سبیلش آویزان شد !
سبیلش را باید چرب كرد !
سپلشت آید و زن زاید و مهمان عزیزت برسد !
سخن خود تو كجا شنیدی، اونجا كه حرف مردمو شنیدی !
سر بریده سخن نگوید !
سر بزرگ بلای بزرگ داره !
سر بشكنه در كلاه، دست بشكنه در آستین !
سر بی صاحب میتراشه !
سر بیگناه، پای دار میره اما بالای دار نمیره !
سر پیری و معركه گیری !
سر تراشی را از سر كچل ما میخواد یاد بگیره !
سر حلیم روغن میرود !
سر خر باش، صاحب زر باش !
سر را با پنبه میبرد !
سر را قمی می شكنه تاوانش را كاشی میده !
سر زلف تو نباشد سر زلف دگری !
سرش از خودش نیست .
سرش به تنش زیادی میكنه !
سرش به كلاش میارزه !
سرش بوی قرمه سبزی میده !
سرش توی حسابه !
سرش توی لاك خودشه !
سرش جنگه اما دلش تنگه !
سرش را پیراهن هم نمیدونه !
سر قبری گریه كن كه مرده توش باشه !
سر قبرم كثافت نكن از فاتحه خواندنت گذشتم !
سر كچل را سنگی و دیوانه را دنگی !
سر كچل و عرقچین !
سركه مفت از عسل شیرین تره !
سركه نقد بهتر از حلوای نسیه است !
سركه نه در راه عزیزان بود --- بار گرانیست كشیدن بدوش ! (( سعدی ))
سر گاو توی خمره گیر كرده !
سر گنجشكی خورده !
سر گنده زیر لحافه !
سرم را میشكنه نخودچی جیبم میكنه !
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی --- كه ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی .
سرنا را از سر گشادش میزنه !
سرناچی كم بود یكی هم از غوغه اومد !
سری را مه درد نیمكند دستمال مبند !
سری كه عشق ندارد كدوی بی بار است . (( لبی كه خنده ندارد شكاف دیوار است ... ))
سری كه عشق ندارد كدوی بی بار است . (( لبی كه خنده ندارد شكاف دیوار است ... ))
سزای گرانفروش نخریدنه !
سسك هفت تا بچه میآره یكیش بلبله !
سفره بی نان جله، كوزه بی آب گله !
سفره نیفتاده ( نینداخته ) بوی مشك میده !
سفره نیفتاده یك عیب داره ! سفره افتاده هزار عیب !
سفید سفید صد تومن، سرخ و سفید سیصد تومن، حالا كه رسید به سبزه هر چی بگی میارزه !
سقش سیاه است !
سگ بادمش زیر پاشو جارو میكنه !
سگ باش، كوچك خونه نباش !
سگ پاچه صاحبش را نمیگیره !
سگ، پدر نداشت سراغ حاج عموشو میگرفت !
سگ چیه كه پشمش باشه !
سگ درحضور به از برادر دور !
سگ در خانه صاحبش شیره !
سگ داد و سگ توله گرفت !
سگ دستش نمیشه داد كه اخته كنه !
سگ را كه چاق كنند هار میشه !
سگ زرد برادر شغاله !
سگست آنكه با سگ رود در جوال !
سگ سفید ضرر پنبه فروشه !
سگ سیر دنبال كسی نمیره !
سگش بهتر از خودشه !
سگ كه چاق سد گوشتش خوراكی نمیشه !
سگ گر و قلاده زر ؟!
سگ ماده در لانه، شیر است !
سگ نازی آباده، نه خودی میشناسه نه غریبه !
سگ نمك شناس به از آدم ناسپاس !
سگی به بامی جسته گردش به ما نشسه !
سگی كه برای خودش پشم نمیكند برای دیگران كشك نخواهد كرد !
سگی كه پارس كنه ، نمیگیره !
سلام روستائی بی طمع نیست !
سنده را انبر دم دماغش نمیشه برد !
سنگ به در بسته میخوره !
سنگ بزرگ علامت نزدنه !
سنگ بنداز بغلت واشه !
سنگ خاله قورباغه را گرو میكشه !
سنگ كوچك سر بزرگ را میشكنه !
سنگ مفت، گنجشك مفت !
سنگی را كه نتوان برداشت باید بوسد و گذاشت !
سواره از پیاده خبر نداره، سیر از گرسنه !
سودا، به رضا، خویشی بخوشی .
سودا چنان خوشست كه یكجا كند كسی ! (( دنیا و آخرت به نگاهی فروختیم )) (( قصاب كاشانی ))
سودا گر پنیر از شیشه میخوره !
سودای نقد بوی مشك میده !
سوراخ دعا را گم كرده !
سوزن، همه را میپوشونه اما خودش لخته !
سوسكه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !
سهره ( سیره ) رنگ كرده را جای بلبل میفروشه !
سیب سرخ برای دست چلاق خوبه ؟!
سیب مرا خوردی تا قیامت ابریشم پس بده !
سیبی كه بالا میره تا پائین بیاد هزار چرخ میخوره !
سیبی كه سهیلش نزند رنگ ندارد ! (( تعلیم معلم بكسی ننگ ندارد ))
سیلی نقد به از حلوای نسیه !
شاگرد اتو گرم، سرد میارم حرفه، گرم میارم حرفه !
شاه خانم میزاد، ماه خانم درد میكشه !
شاه می بخشه شیخ علیخان نمی بخشه !
شاهنامه آخرش خوشه !
شب دراز است و قلندر بیكار !
شب سمور گذشت و لب تنور گذشت !
شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد --- گمانش میرسد من گنج قارون زیر سر دارم !
شبهای چهارشنبه هم غش میكنه !
شپش توی جیبش سه قاب بازی میكنه !
شپش توی جیبش منیژه خانومه !
شتر اگر مرده هم باشد پوستش بار خره !
شتر بزرگه زحمتش هم بزرگه !
شتر پیر شد و شاشیدن نیاموخت !
شتر خوابیده شم بلندتر از خر ایستاده است !
شتر در خواب بیند پنبه دانه --- گهی لف لف خورد گه دانه دانه !
شتر دیدی ندیدی ؟!
شتر را چه به علاقه بندی ؟
شتر را گفتند : چرا شاشت از پسه ؟ گفت : چه چیزم مثل همه كسه !
شتر را گفتند : چرا گردنت كجه ؟ گفت : كجام راسته !
شتر را گفتند : چكاره ای ؟ گفت : علاقه بندم . گفتند : از دست و پنجه نرم و نازكت پیداست !
آن یكی می گفت استر را كه هی --- از كجا می آیی ای فرخنده پی
        گفت : از حمام گرم كوی تو --- گفت : خود پیداست از زانوی تو !
شتر را گم كرده پی افسارش میگرده !
شتر سواری دولا دولا نمیشه !
شتر كه نواله میخواد گردن دراز میكنه !
شتر كجاش خوبه كه لبش بده ؟!
شتر گاو پلنگ !
شتر مرد و حاجی خلاص !
شتر مرغ را گفتند : بار بردار . گفت : من مرغم . گفتند : پرواز كن . گفت : من شترم !
شترها را نعل میكردند، كك هم پایش را بلند كرد !
شراب مفت را قاضی هم میخوره !
شریك اگر خوب بود خدا هم شریك میگرفت !
شریك دزد و رفیق قافله !
شست پات توی چشمت نره !
شش ماهه به دنیا اومده !
شعر چرا میگی كه توی قافیه اش بمونی ؟!
شغال، پوزش بانگور نمیرسه میگه ترشه !
شغال ترسو انگور خوب نمیخوره !
شغال كه از باغ قهر كنه منفعت باغبونه !
شغالی كه مرغ میگیره بیخ گوشش زرده !
شكمت گوشت نو بالا آورده !
شكم گشنه، گوز فندقی !
شلوار نداره، بند شلوارش را می بنده !
شمر جلودارش نمیشه !
شنا بلد نیست زیر آبكی هم میره !
شنا بلد نیست زیر آبكی هم میره !
شنونده باید عاقل باشه !
شنیدی كه زن آبستن گل میخوره اما نمیدونی چه گلی !
شوهر كردم وسمه كنم نه وصله كنم !
شوهر برود كاروانسرا، نونش بیاد حرمسرا !
شوهرم شغال باشد، نونم در تغار باشد !
شیر بی یال و اشكم كه دید --- اینچنین شیری خدا هم نافرید . (( مولوی ))
صابونش به جامه ما خورده !
صبر كوتاه خدا سی ساله !
صداش صبح در میاد !
صد پتك زرگر، یك پتك آهنگر !
صد تا گنجشك با زاق و زوقش نیم منه !
صد تا چاقو بسازه، یكیش دسته نداره !
صد تومن میدم كه بچه ام یكشب بیرون نخوابه وقتی خوابید ، چه یكشب چه هزار شب !
صد رحمت به كفن دزد اولی !
صد سال گدائی میكنه هنوز شب جمعه را نمیدونه !
صد سر را كلاه است و صد كور را عصا !
صد من پرقو یكمشت نیست !
صد من گوشت شكار به یك چس تازی نمیارزه !
صد موش را یك گربه كافیه !
صفراش به یك لیمو می شكنه !
صنار جیگرك سفره قلمگار نمی خواد !
صنار میگیرم سگ اخته میكنم، یه عباسی میدم غسل میكنم !
ضرب خورده جراحه !
ضرر را از هر جا جلوشو بگیری منفعته !
ضامن روزی بود روزی رسان !
ضرر بموقع بهتر از منفعت بیموقعه !
ضرر كار كن، كار نكردنه !
طاس اگر نیك نشیند همه كس نراد است !
طالع اگر اری برو دمر بخواب !
طاووس را به نقش و نگاری كه هست خلق --- تحسین كنند و او خجل از پای زشت خویش !(( سعدی ))
طبل تو خالیست !
طبیب بیمروت، خلق را رنجور میخواهد !
طشت طلا رو سرت بگیر و برو !
طعمه هر مرغكی انجیر نیست !
طمع آرد بمردان رنگ زردی !
طمع پیشه را رنگ و رو زرده !
طمع را نباید كه چندان كنی ---  كه صاحب كرم را پشیمان كنی !
طمع زیاد مایه جونم مرگی ( جوانمرگی ) است !
طمعش از كرم مرتضی علی بیشتره !
ظالم پای دیوار خودشو میكنه !
ظالم دست كوتاه !
ظالم همیشه خانه خرابه !
ظاهرش چون گور كافر پر حلل --- باطنش قهر خدا عزوجل !
عاشقان را همه گر آب برد  --- خوبرویان همه را خواب برد . (( ایرج میرزا ))
عاشق بی پول باید شبدر بچینه !
عاشقم پول ندارم كوزه بده آب بیارم !
عاشقی پیداست از زاری دل --- نیست بیماری چو بیماری دل .  (( مولوی ))
عاشقی شیوه رندان بلا كش باشد !  (( حافظ ))
عاشقی كار سری نیست كه بر بالین است ! (( سعدی ))
عاقبت جوینده بابنده بود ! (( مولوی))
عاقبت گرگ زاده گرگ شود --- گر چه باآدمی بزرگ شود . (( سعدی ))
عاقل بكنار آب تا پل میجست  --- دیوانه پا برهنه از آب گذشت !
عاقل گوشت میخوره، بی عقل بادمجان !
عالم بی عمل، زنبور بی عسله !
عالم شدن چه آسون آدم شدن چه مشكل !
عالم ناپرهیزكار، كوریست مشعله دار !
عبادت بجز خدمت خلق نیست --- به تسبیح و سجاده و دلق نیست ! (( سعدی ))
عجب كشگی سابیدیم كه همش دوغ پتی بود !
عجله، كار شیطونه !
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد !
عذر بدر از گناه !
عروس بی جهاز، روزه بی نماز، دعای بی نیاز، قرمه بی پیاز !
عروس تعریفی عاقبت شلخته در آمد !
عروس كه بما رسید شب كوتاه شد !
عروس مردنی را گردن مادر شوهر نگذارید !
عروس میاد وسمه بكشه نه وصله بكنه !
عروس نمیتونست برقصه میگفت : زمین كجه !
عروس را كه مادرش تعریف كنه برای آقا دائیش خوبه !
عروس كه مادر شوهر نداره اهل محل مادر شوهرشند !
عزیز كرده خدا را نمیشه ذلیل كرد !
عزیز پدر و مادر !
عسس بیا منو بگیر !
عسل در باغ هست و غوره هم هست !
عسل نیستی كه انگشتت بزنند !
عشق پیری گر بجنبد سر به رسوائی زند !
عقد پسر عمو و دختر عمو را در آسمان بسته اند !
عقلش پاره سنگ بر میداره !
عقل كه نیست جون در عذابه !
عقل مردم به چشمشونه !
عقل و گهش قاطی شده !
علاج واقعه پیش از وقوع باید كرد . ((‌ ... دریغ سود ندارد چو رفت كار از دست ))  (( سعدی ))
علاج بكن كز دلم خون نیاید . (( سرشك از رخم پاك كردن چه حاصل ... )) (( میر والهی))
علف بدهان بزی باید شیرین بیاد !
عیدت را اینجا كردی نوروزت را برو جای دیگه !


  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   


آموزش با نگرشی نوین

گروه آموزش

مترجم سایت


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  • رتبه وبلاگ در یاهو و گوگل:

    Yahoo bot last visit powered by  Ybotvisit.com

    رتبه وبلاگ در گوگل

  • SEO Stats powered by MyPagerank.Net

  • افراد آنلاین :

    web stats

  • IP free counters